الی روشن | بلاگ

الی روشن

تعرفه تبلیغات در سایت
ميخواهم يك راز را به تو بگويم دخترم...
آدمى، يكبار
عاشق نميشود
آدمى ميتواند بارها و بارها عاشق شود
كليشه اى نميگويم عاشقِ مادر
نميگويم عاشقِ فرزند
عاشقِ يك گياه كه طراوت ميخشد جانِ خانه را...
منظورم عشق به جنسِ مخالف و مكملِ توست
يعنى " مَرد... "
اما چرا ميگوييم گاهى يك نفر ، آن كس كه رفته
كه تركِمان كرده و به پاى قول و قرارهايش نامردانه نمانده
هميشه، گوشه اى از جانمان دلخوش ميكند و به وقتِ تنهايى، لبخندى به تلخىِ يك قطره اشك مهمانمان ميكند؟
اين است ...
كه آدمى ؛
تنها يكبار همه ى خود را خرجِ كسى ميكند چون به او ايمان دارد
آدم ، چه دختر و چه پسر
تنها يكبار ميتواند با تمامِ وجود اميد داشته باشد
عقل را زير پاى بگذارد
و عشق را سرلوحه ى تمام زندگى اش كند
آدمى يكبار ، براى يك نفر
خودش ، احساسش ، غرورش و تمامِ آنچه كه هست را زير پاى ميگذارد
و اگر آن يك بار ، به شكست منتهى شود
ايمانِ تورا پوچ ميكند

فرض كن ؛
فرزندِ دَه ساله ات در كُما به سرميبرد
تنها اميدت خداييست كه هميشه نمازهايش را اول وقت خواندى، روزه و خمس و زكاتش را رعايت كردى، تنها اميدت همان خداييست كه با جان و دل بندگى اش را كرده اى،
از تَهِ دل دعا ميكنى كه ؛
"خداوندا، به بخشندگى ات قسم، به صداقتِ بندگى ام قسم، كودكِ بى گناهم را شفا بده..."
و آن لحظه ، دستگاه بوقِ ممتدى ميكشد و ملحفه ى سفيد را روى صورت فرزند...
تو باشى ايمانت را نميبازى ؟
قطعاً كه ميبازى و از درون خاكستر ميشوى...

حال فرض كن ، عاشق شوى و بندگىِ كسى را بكنى كه تورا ترك ميكند و درهاى اميد را پشت سر ميكوبد و ميرود...

قطعا كه بعدِ او هم عاشق ميشوى
اما نه به آن بِكرى كه بودى... نه به آن زُلالى...
اينبار كه قسمتى از قلبت شكسته شده را با عقل و منطق تركيب ميكنى
و ايمانت را به پايدارىِ تقدسِ ماندگارىِ عشق از دست ميدهى
ترسو ميشوى ، اما كمى هم بالغ تر
لااقل اينبار ميدانى ،
هيچ چيز، از هيچكس بعيد نيست
حتى از اويى كه
صادقانه دوستش دارى...

#الى_روشنايى 
#سرد_آبى_گاهى_تلخ


برچسب‌ها: سرد_ابی_گاهی_تلخ الی روشن صادقانه...
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : چهارشنبه 4 بهمن 1396 ساعت: 2:15